انسان شناسی در ایران
دو دیدگاه در این رابطه وجود دارد :
۱- نطفه ی انسان شناسی هنوز در ایران منعقد نشده است . چرا که کار های انجام شده از نظر تئوری و روش و بنیان معرفت شناسانه دارای نقص هایی است که نمی توان آن را تحت سیطره ی علم اورد . به تعبیر دکتر سید جواد طباطبایی محققان متناسب با آرمان ها هدف ها و رویکرد هایی که نسبت به موقعیت خود دارند مقالاتی نوشته اند که اید ئو لوژی های جامعه شناسانه است که نمی توان آن را در ترازوی علم سنجید و بیشتر مانیفست های روشنفکرانه و سیاسی است .این ویژگی در انسان شناسی به دلیل کرسی های محدود دانشگاهی و تعداد کم متخصصین این رشته بیش از سایر علوم انسانی است .
۲-انسان شناسی در ایران در حال شکل گیری است . دکتر فاضلی در کتاب politics of cultur in iran استدلال می کند موضوع انسان شناسی فرهنگ و روش آن مردم نگاری است و در کشور های غیر غربی هویت اصلی ترین مسئله است و انسان شناسی مجموعه ی مطالعات مردم نگارانه در باره ی فرهنگ و هویت ایرانی هستند .
انواع تحقیقات انسان شناسی :
۱- تحقیقات به مفهوم عام آن ،شامل تمام علوم از جمله : شعر ، هنر ، ادبیات ، جغرافیا و...
۲- تحقیقات به مفهوم خاص ، شامل قوم شنانسی ایرانی و مجموعه ی مطالعات مردم نگارانه در باره ی فرهنگ و هویت ایرانی هستند .
برای اثبات وجود انسان شناسی در ایران تحلیل تاریخی از فرهنگ و هویت ایرانی به مثابه موضوع مطالعات فرهنگی یا انسان شناسی ارائه می گردد. فوکو در کتلب "نظم اشیا " یا " باستان شناسی علوم انسانی " می گوید : " سال ۱۸۰۰ سالی است که انسان متولد شد . در واقع انسان به موضوع مطالعاتی در علوم انسانی تبدیل شد . " اگر در اروپا از رنسانس تا ۱۸۰۰ دوران جنینی را آغاز می کند در ایران دوران جنینی از سال ۱۸۰۰ آغاز می گرددد. تبدیل فرهنگ ایرانی به مثابه یک مسئله از چالش مواجهه ی ایران با غرب آغاز می گردد. از لحظه ای که ایرانیان با شیوه ی زیستی متفاوت تعامل پیدا می کنند ، انسان شناسی برای خویشتن یابی در ایران متولد می شود .
سیر تاریخی شکل گیری انسان شناسی در ایران :
تاقبل از قرن ۱۹ ایرانی ها هیچگونه ارتباطی و اطلاعی از غرب نداشتند . اوج این بی اطلاعی را می توان در نامه ای که فتحعلی شاه به سفیر ایران در انگلستان نوشت فهمید . شاه ایران از سفیر می پرسد :
ایا صحت دارد که می گویند لندن جزء بلاد انگلستان است ؟
آیا صحت دارد که در بلاد فرنگ زنان پادشاه می شوند ؟
آیا صحت دارد که می گویند در بلاد فرنگ زنان روسری ندارند و سواد می آموزند ؟
در همین زمان غربی ها اطلاعات زیادی در مورد ایران داشتند .منتستیکو قبل از انقلاب فرانسه ، علیه استبداد داستان خیا لی از سرزمین ایران نقل می کند و از این طزیق به نقد فرانسه می پرداز د . سفر نامه های شاردن هم ترسیم کندده ی اصفهان و دستگاه صفویه است .
- در سال ۱۸۱۴ عباس میرزا ( نائب السلطنه ) جمعی از ایرانیان را به انگلستان می فرستد . از جمله صالح میرزا که در سفر نامه ی خود به توصیف وضعیت زنان ،اوضاع سیاسی و رفتار پاد شاه ، پارلمان و وظایف صدر اعظم ، بیمارستان ها و روزنامه می پردازد و دستگاه چاپ را با خود به ایران می آورد و روزنامه ی کاغذ اخبار را به چاپ می رساند . همچنین میرزا ابوصالح خان اصفهانی که به هند و از آنجا به انگلستان سفر می کند و شرح اوضاع اروپا به خصوص رابطه ی دولت و ملت می پردازد .
-سفر ناصرالدین شاه به فرانسه ، انگلستا ن و سنپترز بورگ که به همره در باریان زیادی صورت می گرفت و اطلاعات زیادی را در شناخت مادی و غیر مادی غرب در اختیار ایرانیان گذاشت . مثلا کمال الملک در این سفرها سبک جدید نقاشی را فرا گرفت . این سفرها موجب شد تصور نخبگان و سیاستمداران تغییر کند و به مدرنیته و توسعه ی ایران فکر کنند .
- ظهور امیر کبیر که با تاسیس دارالفنون در سال۱۲۲۰ تاثیر زیادی در آشنایی با غرب داشت . استادان دارالفنون غربی بودند و در دارالترجمه ی آن کتب زیادی به خصوص در علم تاریخ ترجمه شد . سپس روشنفکرانی چون میرزا ملکم خان ، طالبوف ، میرزا رضای کرمانی و مراغه ای ظهور کردند که در استانبول ، پاریس ، لندن و برلین به نوشتن کتاب های در مورد اوضا ع غرب و مقایسه ی آن با ایران پرداختند که مجمو عه ای از آرمان ها که مهمترین آن ترقی بود را ارائه کردند و تمایل شدیدی را برای تغییر و ترقی ایجاد نمودند .
- ورود کالاها و مصنوعات : ورود الکتریسته ، واگن ، لوازم خانگی ، تلگراف و تلفن و ....که واکنش های متفاوتی را در ایران برانگیخت .بیشتر ایرانیان سنتی و رو حانیون در مقابل تکنولوژی مقاومت کردند و آن را نجس می دانستند تا آن که به تدریج این تفکر از میان رفت . عامه ی مردم از طریق این کالا ها با غرب آشنا شدند .
این سوال مطرح شد که چرا ما نباید به آنها دست یابیم ؟ همچنین از چه طریقی می توان به پیشرفت دست یافت ؟ در پاسخ به این سوالات جواب های متفاوتی داده شد :
-تجددگرایان علت عقب ماندگی ایران راخویشتن فرهنگی و اسلامی میدانستند و تشابه به غرب را چاره ی ترقی می دانستند .
- در مقابل سنت گرایان و رو حانیون به دفاع از هویت فرهنگ اسلامی به ویژه شیعه نمو دند
-ملی گرایان با اشاره به شکوفایی ایران قبل از اسلام علت عقب ماندگی را اسلام و اعراب می دانستند . آنان با تمسک به مطالعات مستشرقین ناسیونالیسم که به مقایسه س تشابهات فرهنگ ایرانی و اروپای از دو جهت پرداختند : ۱-زبان سانسکریت که زبان مشترک همه ی ایران ی-اروپایی هاست .
- نژاد آریای که نژاد همه ی ایرانی اروپایی هاست .( هرچند این نظر در بعد ها تکذیب شد . )
ایرانیان با تاریخ باستانی ایران در کتاب شش پادشاه ایرانی نو شته ی جرج رابلینتن در سال ۱۷۲۴ اشنا شدند و اروپا را وام گیرنده فرهنگ ایرانی قلمداد کردند .
بنابراین از همان ابتدا جریان سنت گرا و تجدد گرا و ملی گراا شکل گرفت که در مورد چیستی هویت ایرانی به چالش پرداختند . مدرنیته بر این عقیده بود که طرفداران مذهبی ضد علم و طرفدار خرافات هستند .ملی گرایان معتقد بودند فرهنگ مدرن با فرهنگ ملی تعارضی ندارد و امکان تلفیق تجددوسنت وجود دارد و میتوان اسلام رابا تجدد پیوند داد . این چالش ها باعث شد فرهنگ ایرانی به عنوان مسئله مطرح شود و آغاز ی برای تولد انسان شناسی گردد.
در نیمه ی اول قرن ۱۹ اولین بخش توجه به فرهنگ ایرانی ، اشاره به اساطیر یرانی چون کاوه آهنگر و شاهنامه و... بود .در بخش دوم به آداب و رسومی چون عید نوروز در اقوام مختلف توجه شد .
پس ازمشروطه زبان عامیانه و ضرب المثل ها در آثار دهخدا و جمال زاده به صورت مکتوب در آمد .جمال زاده برای اولین بار در سال ۱۳۰۱ در کتاب "یکی بود یکی نبود " به نوشتن اثری که عامه بفهمند و خواص بپسندند پرداخت و پس از وی صادق هدایت و جلال آل احمد زندگی روز مره و فولکلور ایرانی را مورد توجه قرار دادند قبل از مشروطه زبان کتاب ها در باری بود و مردم جایگاهی د رمتون نداشتند و سیاست ودغدغه های نخبگان موضوع نوشته ها بود .
شناخت هویت مورد علاقه ی سیاست مداران نیست زیراا تفکر در مورد هویت برای سیلست خطرناک است . در جوامع غیر دموکراتیک نشان دادن یک چیز در قالب رمان ، عکس ،هنر و.... مسئله ساز است چرا که موجبات تغییر را به وجود می آورد .
ویژگی های انسان شناسی :
انسان شناسی رویکردی کل نگر دارد .علمیکیفی است و همزمان با سایر علوم ( جغرافیا ، اقتصاد ، سیاست و.... ) د نظر گرفته می شود و در نهایت تطبیقی است وبه دنبال تفاوت ها و شباهت های فرهنگی می گردد.
